تبلیغات
 

مصاحبه با زنی كه 'ازدواج موقت' كرده

چطور شد قبول كردی ازدواج موقت بكنی؟
 چند سال قبل بود. مدت زیادی از طلاقم می‌گذشت و تنهایی اذیتم می‌كرد. یكی از آشناها كسی را برای این كار پیشنهاد داد كه اول به شدت رد كردم. بعد كه با اصرار دوستم ایشان را دیدم، نظرم عوض شد. طرف خیلی مقید به محرمات و این حرف‌ها بود و از همان اول حرفش این بود كه اگر بخواهیم ارتباطی داشته باشیم باید حلال باشد. خیلی اهل احكام و دین بود و من هم گفتم چه بهتر. این‌طوری راحت‌تر بود.
 
 

 اگر بخواهی با كسی باشی،

 


اگر بخواهی بیرون بروی و رابطه‌ای داشته باشی، این تنها راه است. من به عنوان یك زن می‌خواستم خلاف شرع نكنم و كسی هم نتواند چیزی بگوید. این‌طور، هم هر دو طرف راضی‌اند و هم رابطه‌شان ثبت می‌شود؛ هرچند كه یك جور ازدواج نیم بند است. طرف مقابل به عنوان شوهر به درد نمی‌خورد ولی خب در بعضی زمینه‌ها چرا؛ از نظر مالی ممكن است كمك خرج باشد، از نظر عاطفی و اینكه به عنوان زن بخواهی به سفر بروی و كسی را داشته باشی كه حرفت را بزنی.
 
مدتی بود كه هی به دعوا و مرافعه ختم می‌شد اما دوباره برمی‌گشتیم. آخرین قرار 4ساله بود كه البته تمام نشد.
 
 كلا آدم یكدنده‌ای بود. جدا از اینكه از نظر مالی وضع مناسبی داشت و انصافا خیلی هم كمك می‌كرد، دوست داشت این رابطه را علنی كند و مثلا به خانه من هم رفت و آمد داشته باشد. اما من نمی‌خواستم بیاید. من دختر دارم و نمی‌خواستم دخترم این چیزها را بداند. دختر بالاخره بزرگ می‌شود و خوب نیست كه از اول با این مسائل بار بیاید.
 
نه، نمی‌خواستم بداند. الان هم نمی‌داند.
 
 این هم می‌گوید مجردم و كسی از خانواده‌ام خبر ندارد. بعضی وقت‌ها فكر می‌كنم زن دارد و به من نمی‌گوید.
 
 خیلی به من بر می‌خورد. اما اگر زن بتواند از همه نظر شوهرش را تأمین كند و زندگی خوشی داشته باشند، مرد زن دیگری نمی‌گیرد. اگر مرد زن‌دار دنبال ازدواج موقت باشد، یعنی ازدواج  او مشكل دارد.
 
اگر شرایط مناسب باشد و مناسب همدیگر باشیم حتما قبول می‌كنم.
 
قبول می‌كنم. شوهرم است. دوستش دارم اما سنش از من كمتر است. می‌گوید می‌خواهم زن بگیرم و زنم باید كوچك‌تر از خودم باشد. گفتم با من ازدواج كن. ما كه مشكلی نداریم و دردسرهای ازدواج با دختر كم سن و سال را هم ندارم اما قبول نكرد.
 
چون این رابطه، یك رابطه شاد است و دغدغه‌های زندگی مشترك را ندارد. مسئله آینده و خرید خانه و بچه‌دار شدن و اینها را ندارد. حرفش را می‌فهمم و به‌اش حق می‌دهم.
 
فرق می‌كند. اولی كه اعتقادات مذهبی شدیدی داشت، حتی می‌گفت اگر بمیرم یك هشتم از ارثم به تو می‌رسد. 5 سكه مهرم كرده بود و كمك مالی خیلی خوبی به من می‌كرد.با این یكی، اول 6 ماهه صیغه شدیم و بعد 3 سال تمدیدش كردیم. این را هم یكی از آشناها معرفی كرده بود.
 
در كل خوب است. خصوصا برای زن‌هایی كه جدا شده‌اند و امكان ازدواج دائم ندارند. برای مردهایی كه زن دارند و پسرهایی كه مشكل ازدواج دارند هم یك راه‌حل موقتی است ولی باز هم خوب است.
 
نه، اجازه نمی‌‌دهم. برای دخترها مناسب نیست. پسرها كلا به چشم خوبی به قضیه نگاه نمی‌كنند. دختری كه ازدواج موقت كند همه چیزش را از دست می‌‌دهد. پسرها طوری نمی‌شوند اما هزار جور مشكل برای دخترها پیش می‌آید.
 
 رفاقت دختر و پسرهمیشه هم به معنی رابطه ج ن س ی نیست. بعدا هم اگر دختر بخواهد ازدواج كند، توضیحش راحت‌تر است. اما دخترها برای این‌كار مشكل دارند.
 
نه. به نظرم چیزهایی كه برایم داشته به مشكلاتش می‌ارزد. كار حرام هم نمی‌كنم